یک فنجان آرامش با طعم تلخ حقیقت...هء

ادعای بعضی ها مثه دلار، بــــــالا، ولی شعورشون مثه ریال...هء

|92/09/01 14:40 speranza| |
نیازی نیست انسانها را امتحان کنید، کمی صبر کنید خودشان امتحانشان را پس می دهند...هء

|92/06/19 11:20 speranza| |
افــراد ســاکــت پـر سـر و صـداتـریـن افــکــار را دارند...هء
|92/06/16 12:30 speranza| |
اگه تو زندگیت کسی رو داری که به فکرِ خوشحال کردنته، این یعنی خـوشـبـخـتـی، به هـمـیـن سـادگـی...هء
|92/06/16 12:28 speranza| |
کسانی که شما را دوست دارند حتی اگر هزار دلیل برای رفتن داشته باشند ترکتان نخواهند کرد، آنها یک دلیل برای ماندن خواهند یافت...هء
|92/06/16 12:25 speranza| |
هیچ آگـاه شدنی، بدون درد نخواهد بود...هء

|92/06/16 12:24 speranza| |
هیچ‌ وقت راجع به خودت زیاد حرف نزن چون خیلی زود گندش در می‌آید...هء
|92/06/16 12:21 speranza| |
گاهی، حذف کردن برخی آدمها از زندگیتان، جا را برای آمدن آدمهای بهتر باز می کند...هء

|92/06/16 12:18 speranza| |
گاهی فقط باید لبخند بزنی و رد شوی، بگذار فکر کنن نفهمیدی...هء

|92/06/15 20:34 speranza| |

در زندگي هرگز كاري نكن كه نشه اونو توي صفحه اول نيويورك تايمز چاپ كرد...هء

|92/05/24 16:24 speranza| |

هر چه از دست میرود، بگذار برود، چیزی که به التماس آلوده باشد، نـمـیـخـواهـم، هر چه باشد، حتی زنـدگـی...هء

|92/05/24 13:15 speranza| |
گاهی اوقات باید بگذری و بگذاری و بروی...

وقتی می مانی و تحمل می کنی، از خودت یک احمق می سازی...هء

|92/04/13 23:9 speranza| |
مـن از کـسـانـی کـه در بـاور خـود هـمـیـشـه حـق دارنـد مـتـنـفـرم...هء
|92/04/13 23:3 speranza| |
بگذار هر چه نمی خواهند، بــگــوئــیــم...

بگذار هر چه نمی خواهیم، بــگــویــنــد...

ما اتفاقی هستیم که افتاده ایم...هء

|92/04/13 23:1 speranza| |

سگی که دنبال دو تا استخون باشه همیشه گرسنه میمونه...هء

|92/03/29 21:55 speranza| |

باب مارلی یه نظریه جالبی داره، میگه تو میتونی نژادپرستی و نفرت رو درمان کنی، اگه فقط بتونی به زندگی آدمها موسیقی و عشق تزریق کنی. یه روز وقتی که قرار بود بره توی یه فستیوال صلح برنامه اجرا کنه یه نفر رفت تو خونه ش و بهش شلیک کرد. دو روز بعد باب مارلی دوباره رفت روی استیج. وقتی ازش سؤال کردن که با این حال و روزت برای چی اومدی اینجا جواب داد: آدمایی که سعی می کنن دنیا رو به جای بدتری تبدیل کنن، حتی یه روز هم دست از کارشون بر نمیدارن. من هم همینطور. من میخوام یه نور باشم توی تاریکی...هء

 

|92/03/29 21:52 speranza| |

گوش کن تا برات یه قصه بگم...

روزی روزگاری سلطانی ضیافتی ترتیب داد که همۀ شاهزاده خانم‌های قلمروش در آن‌جا بودند. یکی از نگهبان‌ها به‌نام بَستا دختر سلطان را دید، که قشنگ‌ترین دختر آن سرزمین بود. فوری عاشق‌اش شد؛ اما یک سرباز بی‌چاره در مقابل دختر سلطان چه‌کاری از دستش برمیاد؟ یک روز ترتیبی داد که بتونه باهاش صحبت کنه، و بهش گفت که بدون اون نمی‌تونه زندگی کنه. شاهزاده خانم، که تحت تأثیر عمق احساس او قرار گرفته بود، به سرباز گفت: اگه بتونی صد شبانه روز زیر ایوون اتاق من منتظر بمونی بعدش مال تو می‌شم، و سرباز به آن‌جا رفت و ایستاد. یک روز، دو روز، ده روز، بیست روز... هر شب شاهزاده خانم از پنجره اونو می‌دید؛ اما سربازِ عاشق از جاش تکان نخورد. بارون بارید، باد اومد، برف بارید؛ اما اون جُم نخورد... پس از نودونه شب اون لاغر و رنگ پریده شده بود. از درد اشک می‌ریخت؛ اما نمی‌توانست اونا رو پس بزنه. حتی دیگه نایِ اینو نداشت که بخوابه. شاهزاده خانم هم‌چنان اونو تماشا می‌کرد... و درست در شبِ نودونهم سرباز از جاش بلند شد، صندلی‌شو برداشت، و از اون‌جا رفت! آره، درست در آخرِ کار. از من نپرس که معنی این چیه، اگه تو فهمیدی، بگو تا منم بدونم...هء

|92/03/29 21:41 speranza| |

تو زندگیم هر وقت به یه دو راهی رسیدم، بدون استثناء میدونستم راه درست کدومه ، ولی همیشه راه غلط رو انتخاب کردم، می دونی چرا؟ چون راه درستِ لعنتی همیشه سخت تر بود...هء

|92/03/29 21:32 speranza| |

اهمیت یک مرد از دشمنانش معلوم میشه نه از دوستانش...هء

|92/03/29 21:25 speranza| |

نوستالژی های نابِ نــابِ نــــاب...

آقای مجری: کلاه قرمزی برای چی خونه تکونی میکنیم؟

کلاه قرمزی: برای اینکه پدرمون درآد...هء

|92/03/29 21:23 speranza| |
ارزش بعضی لحظات زندگی به اندازه کل زندگیست...هء
|91/12/01 21:52 speranza| |
شبی که انسان حقیقت را کشف می کند، برایش شب شومی است...هء
|91/12/01 21:44 speranza| |

روياهايت را در دستان كساني قرار نده كه توانايي نابود كردنشان را دارند...هء

|91/12/01 21:43 speranza| |

مثل کبریت کشیدن در باد، زندگی دشوار است، من خلاف جهت آب شنا کردن را مثل یک معجزه باور دارم. آخرین دانه کبریتم را میکشم در این باد، هرچه باداباد...هء

|91/12/01 21:39 speranza| |
سعی‌ کن آنقدر کامل باشی‌ که بزرگترین تنبیه تو برای دیگران، گرفتن خودت از آنها باشد...هء
|91/12/01 21:26 speranza| |
من رمز پیروزی را نمیدانم، ولی رمز شکست این است که سعی کنی همه را راضی کنی...هء
|91/12/01 21:25 speranza| |
گوش كن، خاموش ها گويا ترند، در خموشي هاي من فرياد هاست...هء
|91/12/01 21:24 speranza| |

هرکس که فکر ساختن زندان انفرادی به کله اش زده، آدم جالبی بوده و خوب میدانسته چطور با آدم ها بازی کند، یعنی میدانسته آدم بزرگترین دشمن خودش است، لازم نیست او را بزنند یا زیر شکنجه لت و پارش کنند، بهترین راه این است که خودش را با خودش تنها بگذارند تا خودش دخل خودش را بیاورد...هء

|91/12/01 21:22 speranza| |
به دیدارم بیا هر شب، در این تنهایی ِ تنها و تاریک ِ خدا مانند، دلم تنگ است...هء
|91/12/01 21:16 speranza| |
وقتی تمام ورق های دستتان نشان می دهند که بازنده اید، تنها راه پیروزی شکست قوانین است...هء
|91/12/01 21:13 speranza| |

Copyright © 2013 speranza